63همان عقيده يافت كه در نامههايشان اظهار كردهاند به شتاب خبر را به آن حضرت برساند.
مسلم در پى اين فرمانِ امام، همراه با قيس بن مصهّر صيداوى و دو تن ديگر روانۀ كوفه شدند.
مسلم بن عقيل در كوفه:
مسلم چون به كوفه رسيد در خانۀ مختار ثقفى منزل كرد و شيعيان گروه گروه به ديدار او شتافتند. آنان در حالى كه اشك شوق بر چهره داشتند، بر او سلام مىكردند و او نيز نامۀ امام را بر آنان مىخواند. اين هجوم مردم تا آنجا ادامه يافت كه هجده هزار تن با او بيعت كردند.
مسلم در اين هنگام نامهاى براى امام نوشت و هجوم مردم و اين را كه چگونه درود بيعت خود به سوى امام روانه كردهاند، بدان حضرت خبر داد. مسلم در نامه چنين نوشت:
طليعهدار هيچگاه به اردوى خود دروغ نمىگويد. همۀ مردم كوفه با تو هستند و اكنون هجده هزار تن از آنان با من بيعت كردهاند. چون نامهام را خواندى در آمدن بدين سامان بشتاب.والسلام
در آن زمان، نعمان بن بشير كارگزار حكومت شام در كوفه بود. او چون خبر خيزش مردم و آنچه انجام داده بودند و همچنين خبر وجود مسلم بن عقيل در كوفه را شنيد، براى مردم سخنانى ايراد كرد و آنها را نسبت به وقوع يك فتنه هشدار داد.
پس از سخنان او، عبداللّٰه بن مسلم بن سعيد 1 حضرمى كه از همپيمانان بنىاميّه بود برخاست و گفت: اگراين [اشاره به موضع همراه نانرمش نعمان] نظر تواست، شايستهات نيست. اين ديدگاه كسانى است كه خود را خوار و ضعيف مىپندارند. نعمان در پاسخ او گفت: اين كه در طاعت خدا باشم و از كسانى باشم كه خود را ضعيف مىشمرند، برايم