219سرزمينهاى مجاور بگسترانند، ادارۀ امور حرم را نيز در اختيار گرفتند. اين نيز در سفرنامۀ ابن بطوطه آمده است كه ميان دو خاندان علوى آل فائز و آل زحيك در كربلا نزاعى در گرفت و به سبب همين نزاع شهر ويران شد. 1برخى از منابع به علّت اين نزاع اشاره مىكند و گوياى آن است كه نقابت كربلا و ادارۀ حرم امام حسين عليه السلام در اختيار آل فائز بوده و آل زحيك بر سر به دست آوردن اين سمت با آنان نزاع داشتهاند. 2چونان كه در اجازۀ شهيد ثانى، كه آن را در كربلا نوشته، اشاره شده است، در نيمۀ سده هشتم هجرى توليت حرم امام عليه السلام در اختيار شيخ محمد شمسالدين حائرى اسدى بوده كه خود از راويان ثقه نزد شيعۀ اماميه است.
دكتر عماد عبدالسلام رؤوف در كتاب «الاسرالحاكمه» مىنويسد:
«بيشترين مردانى كه منصب خازنيّت (توليت حرم امام حسين عليه السلام ) را بر عهده گرفتهاند از دو طايفه علوى؛ آل زحيك و آل فائز برخاستهاند كه يكايك نقابت اشراف كربلا را در اختيار داشتهاند. البته اين نه استقلال آن منصب را از ميان برده و نه از حوزۀ صلاحيتهاى ادارى آن كاسته است؛ چه، ساختارى كه اين دو طايفه در عهدهدارى اين دو سمت، از آن پيروى مىكردهاند، چنين بود كه يك طايفه توليت و طايفۀ ديگر نقابت را در اختيار مىگرفته است. شايد هم دو طايفۀ پيشگفته اين دو سمت را به نوبت ميان خود دست به دست مىكردهاند: با اين همه، اين توافق و تقسيم نتوانسته است حد و مرز مشخصى ميان حوزۀ قدرت اين دو سمت معرفى كند. از همين روى نيز غالباً رابطۀ اين دو سمت با يكديگر از نوعى توازن قدرت و توازن صلاحيتها و حوزه نفوذ برخوردار است. يكى از جلوههاى قدرت مقام توليت كه طبعاً قدرتى اجرايى در كل شهر را نيز در پى مىآورد، اين است كه توانست در جريان هجوم وهابيان به كربلا در سالهاى 1216 - 1220- ه . ق. و همچنين در تهاجم دوبارۀ نجيبپاشا در