115جلوهها و همچنين هنرنمايىهايى كه در ساخت ضريح مطهّر و آراستن آن به قطعههاى طلا و نقره به چشم مىخورد، در كنار شمعدانها و چراغدانهاى زيبا و تاج و كُله خودهاى مرصّع و جلدهاى نفيس قرآن و سرانجام ابزارهايى همانند دستههاى شمشير، سپرها، غلافها و ديگر نفايسى كه امروزه در گنجينۀ حرم نگهدارى مىشود، همه و همه، از دقّت و چيرهدستى آفرينندگانش خبر مىدهد. افزون بر اين، كف حرم با سنگهاى مرمرى فرش شده كه از خارج عراق آوردهاند. ديوارها نيز به همين سنگها تزيين شده و در جمع درخشش خيرهكننده به وجود آورده است، به سان الماسى كه پرتوهاى نور را بازتاباند.
به هر روى، تاريخ طلاكارى، آينهكارى، خاتمكارى و به كارگرفتن طلا و نقره براى آذين كردن حرم و همچنين استفاده از چلچراغهاى زيباى شيشهاى به دوران حكومت صفويان و به سال 914ه . ق. باز مىگردد. تا پيش از اين، بناى حرم بنايى ساده بود كه در آن به گچ و آجرهاى محلّى بسنده كرده بودند. امّا پس از آن، به وارد كردن سنگهاى مرمر از خارج عراق، براى آراستن حرم پرداختند.
جهانگرد نامور، ابن بطوطه يكى از كسانى است كه كربلا را در دورۀ قديمش زيارت كرده است. او در سفرنامۀ خود، در اين باره چنين مىنويسد:
«سپس به كربلا، مرقد حسين بن على عليهما السلام ، سفر كرديم. آنجا شهرى است كوچك كه باغهاى نخل، آن را در ميان گرفته و از فرات سيراب مىشود. روضۀ مقدّسه، در داخل شهر قرار دارد و در جوار آن مدرسهاى بزرگ و زاويهاى 1 مبارك است. آنجا به هر كس آمد و شد كند غذا دهند. بر در روضه حاجيها و دربانان هستند و هيچ كس بدون اجازۀ آنها به بارگاه درنيايد. هركس به بارگاه در مىآيد عتبۀ مبارك راكه از نقره است مىبوسد. بر بالاى ضريح چراغدانهاى طلا و نقره و بر درها پردههاى حرير آويخته است. مردمان اين شهر دو طايفهاند: فرزندان زحيك و فرزندان فائز و ميان اين دو طايفه پيوسته جنگ و درگيرى است، هر چند هر دو طايفه از اماميهاند و تبارشان به يك پدر مىرسد. به سبب فتنه و جنگِ اين دو طايفه، از اين شهر دورى