55جعفرخان مشيرالدوله» كه از سفارت «اسلامبول» مراجعت كرده بود، در سال هزار [و] دويست و شصت، به اين خدمت مأمور شد و قرار دادند به اتفاق وكلاى ديگر، در «ارزنةالروم» توقف كنند، و در اين امر خوضى 1 نمايند و قرارى دهند.
چون «ميرزا جعفرخان مشير الدوله» از «طهران» به «تبريز» رسيد، مريض شد و در بستر ناتوانى افتاد، «حاجى ميرزا آقاسى»، «ميرزا تقىخان فراهانى» وزير نظام را، از تبريز به جاى «مشيرالدوله» تعيين نمودند، و او نيز در نهايت جلال، و به قدر دويست نفر از معارف اهل نظام را، لوازم حركت و سفر داده، با آنها به «ارزنةالروم» رفت و در عرض راه، بنا به تأكيدات و تبليغات «اسعد پاشا»، سرحدّداران و نايبان حكومات بلاد واقعه، در عرض راه، از ايشان استقبال و پذيرايى كردند، و در «ارزنةالروم» در محلۀ «مومچى» عليخانه «احمد آقاى كرد شادللى» را، كه در آن وقت يكى از خانههاى معتبر اين شهر بود، براى مشاراليه مهيا نمودند، و مقرر شد كه هر روز، در خانه يكى از سفراى دول اربعه حاضر شده، گفتگو نمايند و حاصل مقالات خودشان را بنويسد، تا مسأله به انجام رسد و «انورىافندى» نيز از براى اين كار از جانب دولت «عثمانى» وكيلِ مرخّص، 2 معين گرديده بود.
وكلاى دول اربعه، سه سال تمام در اين شهر مانده، در هيجده مجلس صورتى به اين كار داده، موفق به عقد معاهده شدند. ولى صد حيف كه اين فقره در يك وضعى كه باعث خشنودى دولتين منازعين باشد، انجامپذير نشد، و باعث اين هم بدسلوكى 3 و خودستايى و بدمعاملگى بستگان «اميرنظام» و رعيت ايرانيان مقيم در اين شهر، با اهالى «ارزنةالروم»، كه عموماً صاحب شدت شكيمه، 4 و نافهم و اغلب جاهل و از نتايج كار غافل هستند، بود.
چون حكومت، محض خاطر «اميرنظام» از حركات غير لايقۀ ايرانيان مسامحت 5مىنمود، الواط و اشرار از رعيت اين دولت، كه در «ارزنة الروم» به اسم كاسبى مىبودند، به پشت گرمى سفير، هر روز آشوبى برپا مىكردند، هر كس شاكى از ايرانيان مىشد، در