54همقطاران تجاوز از حد خودتان نكنيد، حفظ حرمت من براى شما واجب است، زيرا انتساب من به اين درگاه، از شما قديمتر است.
سلطان اين جواب را كه از او مىشنود. (بلى واللّٰه! بلى واللّٰه) گويان وزير خود را پذيرفته، مظهر انواع التفات مىفرمايد، و حكم مىكند كه صد و بيست هزار تومان قرض او را از خزانۀ خاصّه بپردازند.
اين «اسعد پاشا» همان شخصى است كه با «امير نظام» مرحوم در «ارزنة الروم» مناقضت 1 ورزيد، و باعث ايقاد 2 آتش همان فساد شد كه تفصيل آن در تواريخ «ايران» و «عثمانى» مبسوط است، و خلاصه فقرۀ مذكوره از اين قرار است:
در ترجمه حال «حاجى نجيب پاشا» والى ولايت «بغداد»، اشارتى بگذشت كه در سال هزار و دويست و پنجاه و هشت هجرى، عساكر «بغداد»، به حكم «نجيب پاشا» «كربلاى معلا» را قتل و نهب 3 كردند و در اين موقع چون «اعليحضرت شهريار غازى محمدشاه» در بستر بيمار بودند، امناى دولت علّيه، واقعه را مستور داشته، به عرض حضور مبارك نرسانيدند.
پس از آن كه واقعه، معروض و مسموع چاكرانِ حضرت سپهر بسطت 4 معلّى گرديد، رنجشى كه از كار «محمّره» در خاطرِ مهر مظاهرِ اقدس بود، اين غايله صد برابر آن افزود، و چون چندى بگذشت، سفرا و وزراى خارجه، به اصلاح ذات البين پرداختند، و مقرر شد از دول اربعۀ «روس»، «عثمانى» و «ايران» و «انگليس»، چهار وكيل تعيين شود و وكلاى مذكوره در مجلسى جمع شده، گفتگو نمايند؛ و به موجبات استرضاى خاطرِ امناى «دولت علّيه ايران» پردازند، بنابراين به اشارۀ «حاجى ميرزا آقاسى»، «ميرزا