125«جبل قاسيون» كه امروز معروف به «صالحيه» است واقع، و در بعد هزار و صد كيلومتر در جنوب شرقى «اسلامبول» كائن 1 است.
دويست هزار نفس در اين شهر ساكن است، كه سى هزارش «مسيحى»، و پنج هزارش «يهودى»، مابقى «مسلمان» است، قلعه مستحكم است از داخل، و سورى 2 از خارج دارد. قصرهاى عالى، و خانههاى بسيار قشنگ و استوار، و خيابان و كوچههاى سنگ فرش كرده، زينت ظاهرى اين شهر را دو بالا افزوده است، بيش از شصت جوامع، و على الخصوص جامع امويه، و مدارس، و دار الحديث، و تكايا و زوايا و سربازخانهها و مريض خانههاى لشگرى و كشورى و اماكن متعلقه به ديوان و كارخانجات پارچههاى حرير و اسلحه سازى حيرت بخش عقول است، اسباب ميز و صندلى و صندوقچه و غيره، كه با صدف خاتم كارى در بعض دكانها ديده مىشود، از معمولات «شام» است، تجارت عظمى با «عراق» و «حجاز» و «فرنگ» دارد اسكلۀ آن «لنگرگاه بيروت» است.
اين شهر خيلى قديم و معروف به «دمشق»، كه در توراة «دَمشق» ضبط كردهاند، «جامع امويّه» يكى از بناهاى خيلى قديم و معبد منسوب به شمس بود، بعد «كليساى مسيحيان» گرديد در فتح به موجب عهد نامه، نصفش كليسا و نصف آن مسجد اسلام معين شد، تا در زمان سلطنت «وليد بن عبد الملك» به آن قرار بود، اما آن پادشاه، بنا به شكايات مسلمانان چارهاى به دست آورده، نصف آن را از دست «نصارى» پس گرفت، و داد طورى معمارى كردند كه امروز هيچ معمارى نمىفهمد كه اين بنا در قديم الايام «كليسا» بوده است.
مناره ايست در سمت مشرق، معروف به «آق مناره» اغلب فقها برآنند كه «حضرت عيسى» در «آخر الزمان» به اين مناره نزول خواهد فرمود، و سنگى است در اتّصال مناره مذكوره، كه تمامى ملل زيارت مىكنند، و برآنند كه اين سنگ همان سنگى است، كه «حضرت موسى» عصاى خود را به حكم خدا به آن زد، و دوازده چشمه از آن جارى شد،