118مشتاقين است، بالاى بعض از مقامات مشروحه متأخّرين، قبههاى مزيّن، و در جوار همان قباب، مساجد و نمازگاههاى معتبر ساخته، خدمات جليله به دين اسلام نمودهاند.
«جبل عرفات» كه حجاج مسلمين در اين جا توقف مىنمايند، شش فرسخ از اين بلدۀ مباركه دور است، و در چهار فرسخى آن نيز «مزدلفه»، و فى ما بين «مزدلفه» و «مكه» هم قصبۀ «منا» موجود است، كه حجاج مسلمين در اين قصبه سه روز توقف كرده، اجراى انواع آتش بازىها نموده، قربانهاى خودشان مىكشند، مسجدى (نمىدانم موافق مذهب شيعه است يا نه؟ بايد ديد) منسوب به «حضرت آدم» كه در «منا» است محسوب، و از «مشعر الحرام» است. نهر جارى در «عرفات» آبى است كه «زبيده خاتون»، ضجيعۀ 1هرون الرشيد آن را جارى كرد و در زمان «متوكّل عباسى»، راه آن حسنات خراب شد، و به امر آن خليفه مرمت گرديد، و در زمان «سلطان سليمان قانونى»، همين نهر تا به «عرفات» آورده شد و «مَهْروُماه سلطان» دختر سلطان مشار اليه نيز، از «عرفات» تا به «مكّه مكرمه» آورده جارى ساختند.
گواه انتشار دين مبين اسلام، همين شهر شهير است، «حضرت فخرى مآب صلى الله عليه و آله » در اين شهر به تبليغ رسالت شروع فرموده، به قدر ده سال على التّوالى، متحمّل انواع متاعب و مشاقّ 2 وارده از كفار قريش شده، انجام كار بنا به فرمان كردگار، و استدعاى اهالى يثرب در سال (622) ميلادى، هجرت به «مدينه منوّره» فرمودند.
و «كفار قريش» بعد از هجرت نيز آسوده ننشسته، هر روز خسارتى به اسلام مىآوردند، و مقصود آنها خاموش ساختن چراغ دين متين احمدى بود، و هر چه جنگيدند نتوانستند آسيبى برسانند، ناچار مصالحه كردند.
در سال ششم، «حضرت حبيب» كبريا، به نيّت اداى حج، به همراهى هزار و چهار صد نفر از اصحاب، تا به جوار «مكّه» تشريف برده، از براى تأمين قريش، «خليفۀ سوم» را به «مكه» فرستادند، اما اهالى مكّه «عثمان» را حبس كردند و جواب رد دادند، بنابراين