97صلاح نيست.
از بغداد كه برمىگشتيم سوار اتوبوس شديم، در راهروها مردم مختلفى ايستاده بودند، اتوبوس قدرى از جسر دور شد كه جناب سرهنگ صدا زد جيبم را زدند! در ميان جنجال به راننده فهمانديم و ماشين متوقف شد، چند دقيقهاى طول كشيد كه جلوى درهاى ماشين را گرفتيم تا كسى بيرون نرود. شرطه ماشين را مقابل شهربانى كاظمين نگاه داشت. به رئيس شهربانى فهماندم كه ايشان از رؤساى شهربانى ايرانند و هزار تومان از جيبشان در اين ماشين زدهاند. يك يك زن و مرد مسافر را تفتيش كردند امّا چيزى معلومنشد. ما را بردند به اتاق انگشتنگارى، (عكسهاى تمام جيببرها را از مقابل ما سان دادند تا شايد قيافۀ يكى از آنها آشنا به نظر آيد ليكن نتيجه گرفته نشد. وعده دادند پيدا خواهد شد، ما هم وقت معطلى و تعقيب نداشيم زيرا فردا بايد حركت كنيم.
مؤسسههاى علمى و تربيتى در كاظمين
در كاظمين دو مؤسسۀ علمى و تربيتى است؛ اول «كتابخانۀ جوادين» است كه با همت حضرت علامه شهرستانى تأسيس شده است. محل آن در ضلع جنوب شرقى صحن است. كتابخانۀ منظم و مفصلى است كه محل رفت و آمد فضلا و مطرح مباحث مختلف است. وقتى ايشان در ايران بودند، ما از درك محضرشان محروم مانديم. حضرت علامه شهرستانى از ذخاير و گنجينههاى مسلمانان هستند كه