270ماشين به سوى مغرب حركت كرديم. اتومبيل قريب دو كيلومتر در ميان جادههاى ناهموار قراء سير نمود. در دامن تپهاى ايستاد. بالاى اين تپه مسجد فتح است. از ماشين پياده شديم و از ميان تخته سنگها به سوى مسجد بالا رفتيم. وه! چه شبهاى هولناكى بود كه رسول خدا بالاى اين تپه، در محل اين مسجد گذراند!
ماه شوالِ سال چهارم هجرت است كه نيروهاى مالى، جنگى و سياسى جزيرۀ العرب براى برانداختن اسلام هم آهنگ شد. قبائل غطفان و يهود خيبر و قريش با هم عهد بستند و سوگند ياد كردند كه از پاى درنيايند و به عقب برنگردند مگر آن كه مدينه را متلاشى كنند! يهود بنىقريظه نيز كه در مدينه مانده و با مسلمانان همپيمان بودند، پيمان خود را شكستند! نيروهاى عرب با تجهيزات كامل روى به مدينه آورد. سلمان فارسى پيشنهاد حفر خندق داد.
از آن خندق فعلاً اثرى نيست و آنچه از آثار به دست مىآيد، خندق در حدود ربع دايره بوده كه ناحيه شمال مدينه و قسمتى از شرق و غرب را محصور كرده بود.
اين مسجد كه اطراف آن محل سپاه مسلمانان بوده، در داخله، نزديك خندق در سمت مدينه واقع شده است. ناحيههاى ديگر مدينه را قلعهها و نخلستانها احاطه كرده بود. احزاب و قبائل عرب با غرور و سرعت به سوى مدينه مىآمدند كه خط خندق متوقفشان ساخت! و از اين ابتكار جنگى مبهوت شدند! هر روز از دو سمت خندق، دو طرف تيراندازى و سنگاندازى مىكردند.