221
راهىِ مكهايم براى تكميل اعمال
صبح هنوز هوا گرم نشده، براى رمى جمرۀ ديگر بيرون آمديم. پس از كمى معطّلى، وسيلهاى فراهم شد و براى تكميل اعمال، به مكه برگشتيم. مسجدالحرام خلوت است. به راحتى طواف، نماز، سعى، طواف نساء و نماز آن را تمام كرده، يكسره از احرام بيرون آمديم. عصر براى بيتوته به منا برگشتيم. براى پيدا نمودن محل چادرهاى خود نگران بوديم. جوان كارگر باهوش شيرازى (آقاى دربارى) ، كه هميشه با قدرت هوش و چابكى كارهاى برجسته مىكرد، جلو افتاد و بالاى چوب را دستمال بست؛ مانند سرباز دنبالش راه افتاديم. در ميان پيچ و خم دره و ماهور و چادرها يكسره ما را به منزل رساند!
روز دوازدهم اعمال حج تمام شده، منتظر وسيلۀ حركتيم. در چادرِ نمايندۀمطوف باز سر و صداى زيادى براى وسيله است، تا آن كه براى ما وسيله فراهم شد، عده زيادى از حجاج ايرانى در كاميون سوار شده رو به مكه راه افتاديم.
در ميان كاميون، هريك از حجاج از پيشآمدها و گرفتارىها و مشاهدات خود سخن مىگفت. حاجى قمى كه با خانمش همراه بود، دو مرتبه مورد دستبرد واقع شده و متأثر بود. در عرفات، چمدان لباس و طلاآلات را از زير سرِ خانمش بردهاند. هنگام رمى جمرات، جيب خودش را زدهاند؛ گويا در حدود پنجهزار تومان مىشد!
شيخ ورامينى كه اجير شده بود هر چه پول داشت برده بودند و متحير مىگشت و. . .