217ترك كرد و از تلف شدن نفس تا مىتوان جلوگيرى نمود. به هر حال يخ فراهم كرديم و بدنش را سر تا پا، به وسيلۀ حوله يخمان نموديم. آب آلو، قطرۀ تقويتِ قلب به دهانش ريختيم. طولى نكشيد كه به راه افتاد.
هنوز بيش از نيم ساعت به غروب باقى بود كه آفتاب، اشعۀ تند و سوزانش را از دامنههاى منا جمع نمود و پشت كوههاى مرتفع آن پنهان شد.
ماه شب يازدهم با نور ملايم خود به نوازش خستگان وادى منا پرداخت و جانشين دلنواز و خوشروى آفتاب گرديد. گرچه امروز كوشش و حركت حجاج از هر روز بيش بود، ولى چون اعمال مهم به پايان رسيده و رمى و قربانى و تقصير را انجام دادهاند، همه خوشحال و با نشاطند و بواسطۀ تقصير (سر تراشيدن يا شارب و ناخن گرفتن) از بيشتر محرمات احرام آزاد شدهاند.
اينك فقط استعمال بوى خوش و تماس با زن و صيد نمودن حرام است كه هيچيك مورد ابتلا نيست! فردا چون به مكه مراجعت نمودند و طواف زيارت و نماز و سعى آن را انجام دادند، استعمال بوى خوش هم حلال مىشود و پس از طواف نساء و نماز آن (كه از مختصات شيعه است) زن و صيد نيز حلال مىگردد و همه از جهت معنا و صورت و اسم، حاجى مىشوند، انشاء الله.
گفتگوى علمى
حاج از خانهها و چادرها بيرون آمده، مقابل نور ماهتاب، جلو