210دست و پاى فرزند عزيز را با طناب و چشمان سياهش را با دستمال بست و كارد تيز بر گلويش نهاد:
«فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا. . .» 1
مقصود همين تسليم محض در برابر اراده و فرمان حق بود. خواب براى ظهور همين حقيقت بود در عاليترين و مهيبترين صورت! پس خواب را كه از رؤياى صادقه و ظهور نفسى ابراهيم بود، در خارج آنطور كه بايد صدق داد؛ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا. . .» و گوسفند فداى اسماعيل گرديد.
كسانى حق دارند مادون را فداى خود كنند كه خود فداى مافوق شوند. ديگران بنا حق حيوانات را قربانى خود مىكنند. فداكارى و فدا شدن، ناموس بقا و كمال است. عناصر در جسم نباتات فديه و فانى مىشوند تا خود را به صورت برترى مىرسانند. نباتات در هاضمۀ حيوانات و حيوانات قربانى انسان مىشوند. انسان در ارادۀحق بايد فانى شود و براى خير كلّى قربان گردد تا به صورت عالى كمال درآيد.
از پاى تا سرت همه نور خدا شود