172نمانده، همه هراسناك و شرمسارند. هر كس پناه و شفيعى مىجويد و براى عذر خود لغت و جملهاى در نظر مىگيرد:
«لا اِلهَ اِلاّ الله وَحْدَهُ وَحْدَه، اَنْجَزَ وَعْدَه، وَنَصَرَ عَبْدَه، وَاَعَزَّ جُنْدَه. . .»
تكليف مسلمانان با اين بدعت گذاران چيست؟ !
از كنار اين دو مسجد عبور كرديم، چند قدمى كه به طرف شمال مىروى قبرستانى به چشم مىآيد كه در دامنه سراشيبى قرار گرفته. شمال و غرب آن را كوه محصور نموده است. طرف شرق، جاده و خانههاست تا دامنه كوه. طرف جنوب متّصل به خانههاى مكه است. اطراف باز آن را با ديوارى محصور نمودهاند و درب آن را گاهى باز مىكنند.
در اوايل نهضت وهابيت، رفتن به اين مكان ممنوع بوده و در سالهاى اخير، در موسم حج، طرف عصر تا موقع غروب و وقت نماز باز است، امّا مأموران مراقباند كه كسى قبرها را نبوسد! و چون غروب شد با خشونت همه را بيرون مىكنند.
قبور، محلّ تذكر و تنبّه و مركز اتّصال گذشته و حال و موت و حيات است. اجساد در قبر خفته، كه محل توجه اروحاند، ظاهر را به باطن و دنيا را به آخرت ربط مىدهند، به اين جهت زيارت قبور و طلب مغفرت نه تنها منع نشده است، بلكه به آن تأكيد شده و جزء مستحبات مىباشد.
پيامبر خدا9 بعد از آنكه جمعى از مسلمانان در بقيع دفن شدند، به قبرستان بقيع و بر سر قبر عثمان بن مظعون مىآمد و طلب