160بناى آن، براى نصب اين سنگ نزديك بود كه شمشيرها بكشند و خون يكديگر را بريزند تا افتخار نصب آن را ببرند! عقلاى قوم گفتند: نخستين كسى كه وارد بيت شد حَكَم باشد و نخستين وارد، محمد9 جوان نورس بود. چون حكميت از او خواستند عبا از دوش خود برداشت و سنگ را در ميان آن نهاد و فرمود نمايندگان قبائل گوشههاى عبا را بردارند! چون نزديك به ركن رسيد، خود سنگ را از ميان عبا برداشت و در محل نصب نمود!
اين ارزش و احترام براى آن است كه از بهشت فرود آمده؟
سنگى است كه ابراهيم بالاى آن ايستاده؟
آدم از بهشت در بيابان هند بالاى آن فرود آمده؟
گوهر درخشانى بوده كه دست گناهكاران و آلودگان، سياهش نموده؟
فهم اين سخنان مشكل است! نه ابراهيم بر يك سنگ مخصوص ايستاده، نه آدم بر يكى فرود آمده و سنگ درخشان هم فراوان، و آمدن از بهشت چسان است؟ !
سخن محكم و رأى قاطع همان است كه در احاديث صحيح آمده:
«استلموا الرّكنَفانَّهُ يَمينُ الله فى خَلْقِهِ»
همانطور كه خانه رمز حق و طواف تغيير محور حيات است، اين سنگ دست راست خدا براى بيعت با حق و وفاى به عهد مىباشد. ركن مَفصل ميان گذشته و آيندۀ زندگى است. اينجا براى انسان مادى، محل تعهد براى خداى بزرگ است كه به اين صورت قرار داده شده؛ سنگى نصب گرديده كه فاقد ارزش مادى و نمونۀحق و تعبد مطلق باشد تا