159محمد است كه پس از بيست سال زد و خورد بر ما دست يافت، همه را آزاد كرد! آنگاه خطبهاى خواند و آيۀ شريفۀ (يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ. . . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ. . .) را تلاوت كرد و فرمود:
افتخارات همه از بين رفت، لا فَخْرَ لِعَرَبِىٍّ عَلى عَجَمِىّ وَ لا لِعَجَمِىٍّ عَلى عَرَبىِّ الاّ بِالتّقْوى تمام افتخارات و خونها و اموال جاهليت زير قدم من. . . . !
ما هم كه امروز از نقاط مختلف آمدهايم و همه يكرنگ شدهايم، به حكم همان محمد9 است كه آن روز در اينجا اين سخنان را ايراد فرمود!
حجرالأسود، دست راست خدا براى بيعت
متوجه جمعيت انبوه شدم كه در ميان آفتاب با شور و عشق، اطراف خانه مىگردند و تضرّع مىكنند: چشمهاى واردين و طواف كنندگان به يك نقطه بيشتر متوجه است و اجتماع و شور در آنجا افزون است. آن نقطه ركنى است كه حجرالاسود در آن است.
اين سنگ سياه كه متلاشى شده و شايد پنجاه تكه است و به وسيلۀ فلز به هم چسبيده و در ميان قاب نقره در ركن قرار گرفته، چه اقبال بلندى داشته! در هر سال هزارها نفر بايد يا آن را ببوسند يا با آن مصافحه كنند!
از زمان ابراهيم كه آن را نصب نموده، همين طور مورد احترام و تعظيم است. قبائل و سران عرب و قريش پس از خرابى بيت و تجديد