130محاذات حقيقى و چه عرفى، جز در قسمتهاى پيش آمدۀ بحر احمر در سواحل نزديك مكه، نقاط ديگر دريا محاذات ندراد؛ مثلاً اگر دايرهاى رسم كنيم كه مركز آن مكه باشد و شعاع آن از جحفه عبور كند، چون دريا از شمال غرب به جنوب شرق پيش آمده، در مقابل جحفه و رابغ، قسمتى از دريا كه شامل اطراف جده هم مىباشد، داخل ميقات مىشود و كشتىهايى كه از شمال به طرف جنوب در حدود ساحلى حجاز سير مىكنند، مقابل جحفه وارد ميقات مىشوند و كشتىهاى كه از طرف مغرب و بلاد آفريقا پيش مىآيند، در نقطه دايرۀ فرضى، در مسافتى به جده مانده، به ميقات مىرسند و كشتىهايى كه در وسط دريا از شمال مىآيند در حدود جده كه به سمت شرق برمىگردند به ميقات مىرسند بنابراين نسبت به مسافرين دريا از طرف يمن و جنوب هم درياى حدود جده با خط فرضى از يلملم، ميقات است و اگر محاذات را عرفى بدانيم مسامحه در آن زياد است و عمل و سيره در مسافرت دريا و خشكى هم بر اين مسامحه بوده است. پس جده محاذات عرفى دارد، با اين حساب سرّ فتواى ابن ادريس، كه از پايهگذارهاى فقه است، معلوم مىشود. اين فقيه جده را مطلقاً براى مسافران دريايى ميقات مىداند.
صاحب جواهر رأى ابن ادريس را توجيه مىكند و مىگويد: مقصودش ميقات محاذاتى است و در ضمن، ميقات بودنِ جده را تأييد مىكند. ديگران هم غير از بعضى از متأخران نفى ننمودهاند و اگر در مقابل رابغ كشتىها متوقف گشته و حجاج محرم مىشدند، رسمى بوده