95خدا، همچنان وجود داشت. قريش و عموم فرزندان معدّ بن عدنان پارهاى از احكام دين ابراهيم را به دست داشتند، خانۀ كعبه را زيارت مىكردند و مناسك حج را به پا مىداشتند، مهماننواز بودند و ماههاى حرام را بزرگ مىداشتند. 1
ليكن با گذشت زمان، آگاهان دينساز، بازيگران دنياخواه و كجانديشان جاهل، بگونههاى مختلف به تحريف اين فريضۀ الهى پرداختند.
يعقوبى مىنويسد:
عمرو بن لحى - و نام لحى، ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر است - به سرزمين شام رفت و آنجا مردمى از عمالقه بودند كه بت مىپرستيدند، پس به آنها گفت: اين بتهايى كه شما مىپرستيد چيستند؟ گفتند: اينها بتهايى هستند كه آنها را پرستش مىكنيم و از آنها يارى مىخواهيم، پس يارى كرده مىشويم و بوسيلۀ آنها باران مىخواهيم پس سيراب مىشويم، عمر بن لحى گفت: يكى از اين بتها را به من نمىبخشيد تا آن را به زمين عرب برم، همانجا كه عرب براى زيارت خانه خدا مىآيند؟ پس بتى به نام «هبل» به او دادند و آن را به مكه آورد و نزد كعبه نهاد و آن اوّل بتى بود كه در مكه نهاده شد، سپس «اساف» و «نائله» را آوردند و هركدام را بر يكى از اركان كعبه نهادند و طواف كننده، طواف خود را از اساف شروع مىكرد و آن را مىبوسيد و نيز به آن ختم مىكرد. 2
برخى علاوه بر طواف خانه، برگرد بت نيز طواف مىكردند. عمرو بن لُحَىّ، بت عزّىٰ را در منطقه نخله قرار داد و هنگامى كه از حج