138خالد بن ربعى نيز گفته است:
امير مؤمنان على - ع - براى برخى نيازها وارد مكه شدند [ در مسجدالحرام] مرد عرب بيابانى را ديدند كه پردۀ كعبه را گرفته و مىگفت:
اى صاحب خانه، خانه خانۀ تو است و مهمان نيز مهمان تو، هر مهمانى از ميزبانش نيكى مىبيند پس امشب احسانت به من، آمرزش گناهانم باشد.
امير مؤمنان - ع - به ياران خود فرمودند: آيا نشنيديد سخن اعرابى را؟ گفتند: آرى شنيديم، حضرت فرمود: خداوند كريمتر از آن است كه ميهمانش را براند.
شب دوّم ديدند بار ديگر اين مرد آمده خود را به ركن چسبانده و مىگويد:
«يا عزيزاً فى عزّك، فلا أعز منك فى عزّك، أعزّنى بعزّ عزّك فى عزّ لايعلم احد كيف هو، أتوجه اليك، واتوسل اليك بحق محمد و آل محمد - عليهمالسلام - عليك، أعطنى مالايعطينى احدٌ غيرك، واصرف عنى مالايعرفه احد غيرك.»
سپس امير مؤمنان - ع - به ياران خويش فرمودند: «به خدا سوگند اين اسم اكبر به زبان يونانى است كه حبيب من رسول خدا - ص - آن را به من خبر داده است. او بهشت را طلب كرد و خداوند به او عنايت نمود، او از خداوند خواست آتش را از وى بگرداند و خداوند نيز چنين كرد. 1