230نمودهاند، مُحل شوند و آن را عمره قرار دهند. آنگاه پيامبر و ياران در ابطح اتراق كرده و از روز يكشنبه تا پنجشنبه را ماندند تا اين كه روز هشتم، «يوم الترويه» فرا رسيد. و از آنرو «ترويه» گفتند كه مردم آب فراهم مىساختند تا در ايّام حج از آن استفاده كنند.
روز هشتم رهسپار منا گرديدند و نمازهاى پنجگانۀ ظهر، عصر، مغرب، عشا و فجر را در آنجا خواندند و اندكى درنگ كردند تا آفتاب دميد سپس رهسپار عرفات شدند و براى آن حضرت قُبّهاى در «نَمِرَه» به پا كردند و آنجا توقف كردند تا ظهر شد و سپس فرمان دادند «ناقۀ قصوى» را آماده سازند و رهسپار وادى عرفات شدند، در حالىكه پيرامون حضرتش يكصد و بيست و چهار يا يكصد و چهل و چهار هزار. از مردم گرد آمده بودند! در اين حال پيامبر براى ايراد خطابه ايستادند و خطبۀ وداع را، كه خطبۀ جامعى است، ايراد كردند.
در اين خطبه آمده است:
«اى مردم! به سخن من گوش فرا دهيد. نمىدانم، شايد بعد از اين سال در اين موقف مرا نبينيد. خونهاى شما و اموال شما همانند حرمت اين روز و اين ماه و اين شهر براى شما بايد محترم باشد. بدانيد، هرآنچه از آثارِ جاهليت است، زير پاى خود نهادم.
خونهاى جاهليت ارزشى ندارد و نخستين خونى كه زير پاى خود مىنهم، خونِ «پسر ربيعه بن حارث» است كه در قبيلۀ بنى سعد شير خورد و قبيلۀ هُذيل او را كشتند، رباى جاهليت پايمال است و نخستين ربا، رباى عباس پسر عبدالمطلب است كه تمام آن از شما برداشته مىشود.
از خدا پروا كنيد. در بارۀ زنان؛ زيرا آنها را به عنوان امانت خداوند گرفتهايد و به نام خدا به همسرى برگزيدهايد و حقِّ شما بر آنهاست كه احَدى را كه شما رضا ندهيد به خانۀتان نياورند، پس اگر چنين كنند، آنان را تنبيه كنيد آن گونهاى كه آنها را نيازاريد.
و حق آنها بر شماست كه خوراك و پوشاك در حد متعارف به آنان بدهيد. من در ميان شما چيزى را نهادم كه اگر به آن چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد و آن كتاب خدا است.
اى مردم! پس از من پيامبرى نيست و پس از شما امتى وجود ندارد. 1