186با اين وصف، شگفت نيست اگر آيات محبّت رسولاللّٰه نسبت به على عليه السلام و زهرا عليها السلام و فرزندانشان در حافظۀ زمان ضبط شده باشد، به آن گونه كه تجسّم آن در توان ما نباشد!
هرگاه كه آن حضرت از خانۀ على عليه السلام ، داماد خود، عبور مىكرد، قلب مباركش مىتپيد و با اشتياق بدان خانه مىنگريست! و هرگاه فرصتى بود به خانۀ عزيزانش سركشى مىكرد و با ابراز محبّت، آنان را مورد تَفَقُّد و مِهر قرار مىداد!
در يكى از ديدارها، دخترِ خود، زهرا عليها السلام و همسرش را ديد كه خواب بر آنها غلبه كرده و حسن گريه مىكند و غذا مىطلبد، پدر گرامى حاضر نشد عزيزان خود را از خواب بيدار كند! شتابان به طرف گوسفندى كه در ميان حياط خانه بود رفت و مقدارى شير دوشيد و به حسن داد تا آرام گيرد. بار ديگر از كنار خانۀ آنها با عجله مىگذشتكه صداى گريۀ حسين عليه السلام ، عزيز دلش را شنيد، به سرعت وارد خانه شد و با لحنى عتابگونه فرمود:
«مگر نمىدانى گريه او مرا مىآزارد!»
تأثيرِ عميقِ اين محبّت پدرانه در خوشبختى فاطمه زهرا عليها السلام را - كه در كودكى آغوشِ غمِ مشكلات پدر و در جوانى درگير سختىهايش بود - نمىتوان به تصوير كشيد، همانگونه كه اندازۀ صفا و أُنس و نورانيتِ زندگى وى، در عين تنگدستى و مشكلات نيز از حدّ وصف بيرون است. فاطمه زهرا عليها السلام ، خوشحال بود كه مادرِ اين دو فرزندِ مورد علاقه و برگزيدۀ پدر باشد و خشنود بود از اينكه بتواند به فضل خداوند، براى پدر عزيزش، پس از ازدواج، اين عطيّۀ پاك را كه در وجود سبطين، حسن و حسين مىجست، فراهم سازد. شادمانى على عليه السلام نيز كمتر از زهرا نبود. او خشنود و سرفراز بود، از اينكه حياتِ مقدّسِ پسر عمش رسولخدا، بدينگونه باوى پيوند مستحكم خورده است، تا اينكه خونش با خون پاك پيامبر صلى الله عليه و آله درآميزد و از صُلب او ذُريّۀ سيدالبشر، و فرزندان دخترش زهرا، پديد آيند و از ميان همۀ مردم، افتخار پدرى را نسبت به ذريّۀ رسولخدا صلى الله عليه و آله و خاندان گرامىاش به دست آورد. 1
طبرانى به اسناد نيكو از فاطمه زهرا عليها السلام نقل كرده كه: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزد فاطمه