175داشته است.
در حقيقت اگر كسى عاطفۀ مصطفى صلى الله عليه و آله را نسبت به كودكان درنظر گيرد، مىفهمد كه اين عطوفت و رحمت، براى همۀ جهانيان است و قلب حضرتش آكنده از مهر و محبّت و عطوفت و رحمت است! به ويژه نسبت به كودكان كه شفقت رسولخدا نسبت به آنها آنقدر زياد بود كه هرگاه در اثناى نماز گريۀ كودكى را مىشنيدند، از روى لطف نسبت به كودك و مادرش نماز را كوتاه مىكردند. و اين شگفت نيست؛ چراكه خداوند در وصفش گويد: بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ.
حال، تأمّل كن كه محبّت و عطوفت آن حضرت نسبت به نوادگان خود چگونه است؟! پيامبر نوادۀ خود (على)، پسر ابوالعاص، فرزند زينب را بسيار دوست مىداشت؛ زيرا وقتى كه بشارت تولّدِ اين پسر را به آن حضرت و همسرش خديجه دادند، هنگامى بود كه پيامبر به مكه برگشته بودند و محاصرۀ مسلمانان در شعب ابىطالب پايان يافته بود و با اين حال، پيامبر اين محبّت را آشكار نمود.
آرى، محبّت پيامبر نسبت به اين كودك زياد بود. از دلايل آن اين است كه چون پيامبر صلى الله عليه و آله با تأييد و نصرت خداوندِ بزرگ، به مكّه وارد شدند. وى را - كه آن روز يازده ساله بود - بر ترك مركبِ سوارى خود همراه داشتند.
همچنين پيامبر امامه دختر زينب را نيز بسيار دوست مىداشت و با وى مهربانى مىنمود و در كودكىاش وى را نوازش مىكرد و چون جوان شد نسبت به او ابراز علاقه مىكرد و در هدايا، وى را بر زنان خود ترجيح مىداد.
در روايت است كه روزى پيامبر به خانه آمد و گردنبند زيبايى در دست داشت و گفت: «اين را به كسى مىدهم كه از همه بيشتر او را دوست مىدارم!» همسران گفتند:
«آن را به دختر ابىبكر، عايشه مىدهد.» اما بر خلاف اين تصور، دختر ابوالعاص را صدا زد و با دست مباركش آن را به گردن وى آويخت! 1
همچنين عايشه مىگويد: «نجاشى زيورى به پيامبر هديه كرد كه همراه با آن انگشترى طلا بود، پيامبر آن را با بىميلى گرفت و آن انگشترى را براى زينب فرستاد