152
او در اين باره پرسيدم، پاسخ داد: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله به غزوۀ دومةالجندل عزيمت كردند، امّسلمه اين خانه را با خشت ساخت، همينكه پيامبر از جنگ برگشت به آن خشتها نگاه كرد و فرمود: اين خشتها چيست؟ پاسخ داد يا رسولاللّٰه! خواستم از ديد مردم محفوظ باشيم. پيامبر فرمود: امّ سلمه! بدترين چيزى كه مال مسلمان در آن خرج مىشود ساختمان است!»
محمّدبن عمر گويد: «اين حديث را براى معاذبن محمد انصارى نقل كردم.
او گفت شنيدم از عطاء خراسانى در مجلسى - كه بين قبر شريف و منبر پيغمبر تشكيل شده بود و عمرانبن ابى انس نيز حضور داشت - مىگفت: «حجرههاى همسران پيامبر را ديدم از چوب خرما كه با پوشش پشمين استتار شده بود، هنگامى كه نامۀ عبدالملك آمد و دستور داد آنها را خراب كنند، نديدم روزى را كه مردم بيش از آن گريسته باشند!»
عطا گويد: از سعيد بن مسيب شنيدم كه در آن روز مىگفت: «بخدا دوست مىداشتم اين حجرهها را به حال خود بگذارند! تا كسانىكه بعد از اين در مدينه متولد مىشوند يا آنها كه از اطراف و اكناف عالم مىآيند، ببينند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در زندگى خود به چه چيز بسنده كرد و بدينوسيله بود كه مردم از تفاخر و تكاثر رخ برتافتند.»
معاذ گويد: «چون سخن عطاء خراسانى به پايان رسيد، عمرانبن ابى انس گفت:
چهارتاى اين خانهها از خشت و چوب خرما بود كه با جامۀ پشمين پوشيده شده بود و پنج تاى ديگر، چوب گلاندود شده بود كه حجره نداشت و بر در آنها پردۀ پشمين آويخته بود، كه آن را اندازه گرفتم سه ذراع در كمتر از دو ذراع بود، امّا آنچه از گريۀ مردم گفتى من خود در مسجد حاضر بودم، جمعى از فرزندان صحابۀ پيامبر صلى الله عليه و آله نيز حضور داشتند. از جمله ابو سلمه پسر عبدالرحمان بن عوف و ابو امامه فرزند سهل بن حنيف و خارجه پسر زيدبن ثابت و آنها به قدرى گريستند كه ريشهايشان از اشك تر شد! همان روز ابوامامه گفت: اى كاش اين خانهها خراب نمىشد تا به خودى خود از بين مىرفت و مردم مىديدند خداوند براى پيامبر خود كه كليد گنجينههاى دنيا را در دست داشت، چه