142پيامبر از خانۀ فاطمۀ زهرا برگشت در حالىكه طومارى از خاطرههاى خديجه، پيرامونش حلقه زده بود و با عروس و داماد نيز به گفتگو نشست تا نخستين شب زهرا را انس و آرامش بخشد و سختىِ فراق پدر و اندوه دورى مادرش را تخفيف دهد. 1
خداوند دعاى پيامبر را در آن شبِ مسعود اجابت فرمود و آن ازدواج مبارك صورت گرفت. خداوند سبحان خواسته بود كه ذريۀ پيامبرش مصطفى صلى الله عليه و آله منحصر در ثمرۀ آن باشد. 2
مصطفى صلى الله عليه و آله به خانۀ خود برگشت تا شاهد گريۀ دخترش زينب باشد، كه ازدواج فاطمه، خاطرۀ جانسوزى را به يادش آورده بود، ياد مادرِ مهربان مىكرد؛ مادرى كه قبرش در مكه مكرّمه است و آنها نمىتوانند آن قبر مطهر را زيارت كنند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زينب را مورد ملاطفت قرار داد تا لبخندى زد و براى خواهر سعادت و خوشبختى آرزو كرد.
اندوهش برطرف شد و دلش آرام گرفت و شب را در سايۀ محبت پدر مهربان - كه رحمت براى جهانيان بود - به سر برد بر او و بر خاندان پاك و مطهّر او درود و سلام باد!
(عليه افضل الصلوة و التسليم وَ عَلىٰ آلِ بَيتِهِ الطَيِّبين الطاهرين).
فاطمه در خانۀ خود
زندگانى مولا و آقاى ما على عليه السلام و سيدۀ ما فاطمۀ زهرا عليها السلام ، در سايۀ پيغمبر سامان گرفت؛ زندگانى توأم با قناعت و تعاون، رضا به دادههاى الهى و شادمان به آن خانۀ پاك كه خدا نسلهاى پيراسته و ذريّۀ مبارك و عترت گرانقدر را از آن خانه پديد آورد. همانند درختِ پاك كه ثمرۀ نيكو ببار آوَرَد.
زندگانى زهرا عليها السلام توأم با رفاه و اسراف نبود، بلكه به رياضت و رنج نزديكتر بود تا رفاه و آسايش و از اين بابت با زندگى خواهرانش كه بهرۀ كافى از ثروت دنيوى داشتند