122اجازه گرفت تا از سوده و عايشه خواستگارى كند. زهرا عليها السلام نيز ناراحت نبود از اينكه پدرش همسر و همدمى داشته باشد، بهويژه كه بارِ گران رسالت و مشقتِ جهاد بر دوش آن حضرت سنگينى مىكرد و نيز از دورىِ كعبه و قساوت مردم و خويشان خود رنج مىبرد.
هجرت زينب، خواهر زهرا عليها السلام
زينب، دختر پبامبر صلى الله عليه و آله ، در حالتى دشوار به سر مىبرد. همسرش ابوالعاص پسر ربيع، با كفار قريش به بدر عزيمت كرده بود تا با پيامبر و مسلمانان بجنگد، امّا او (زينب) مىخواست در يارى پدرش رسول خدا بكوشد. در عين حال، از اينكه روابط او با همسرش تيره شود پرهيز داشت.
موقعيّت دشوارى پيش آمده بود و مسلمانان در نبرد پيروز شدند و شوهر زينب به اسارت در آمد. زينب از اين واقعه با خبر شد. بستگان ابوالعاص تصميم گرفتند به هر قيمت شده وى را آزاد كنند، امّا زينب ترجيح داد به چيزى گرانبهاتر او را فديه دهد.
اسيران را به يثرب بردند.
پيامبر خدا در چهرۀ آنان نگريست و از ميان آنها ابوالعاص را جدا كرد و در حق ديگر اسيران نيز توصيۀ خير فرمود؛ ابوالعاص نزد پيامبر ماند تا فرستادگان قريش براى آزادى اسيران خود آمدند و فديه گرانى پرداختند، حتّى زنى پرسيد گرانترين فديه چه مقدار است؟ گفتند: چهار هزار درهم. آن زن مانند آن را براى آزادى پسر، شوهر يا پدر خود پرداخت! زينب مىخواست براى شوهرش فديه دهد «عمرو بن ربيع» را نزد پيامبر فرستاد و كيسهاى زر به او سپرد كه «عمرو» مقدار آن را نمىدانست.
عمرو، برادر ابوالعاص خدمت پيامبر آمد و گفت: «زينب دختر محمّد صلى الله عليه و آله اين فديه را براى آزادى شوهرش فرستاده!» چون كيسه را گشودند، ديدند گردنبندى يمنى در آن است. همينكه پيامبر صلى الله عليه و آله آن گردنبند را - كه از خديجه بود - ديد، به شدّت تحت تأثير قرار