835نفس اطلاق مىگردد و حتى حضرت آدم، و زن يا مرد در اين مورد مساوى است و هر شىء به ملاحظۀ ذاتش نفس شىء گفته مىشود و نيز گفته شده كسى كه داراى نفس است يعنى صفات پسنديده داشته داراى ذكاوت و سخاوت است. همين واژه در قرآن نيز به چند معنى به كار رفته است. 1
ماهيت نفس از ديدگاه فلاسفۀ مسلمان
نفس در اصطلاح فلاسفه، جوهرى است كه ذاتاً مستقل و در فعل، نيازمند به ماده است و متعلق به اجساد و اجسام مىباشد. به عبارت ديگر جوهرى است مستقل و قائم به ذات خويش كه تعلق تدبيرى با بدن دارد. 2 فلاسفه براى نفس تعاريف متعددى ارائه دادهاند، از جمله تعريفى كه مورد قبول ابن سينا، ملا صدرا و فخر رازى واقع شده، عبارت است از: «النفس كمال أوّل لجسم طبيعى يصدر عنه كمالاته الثانية بآلات يستعين بها على أفعال الحياة كالإحساس والحركة الإرادية». 3
البته بايد توجه داشت كه ملاصدرا معتقد است كه نفوس، حدوث جسمانى داشته و بقاى آنها روحانى است؛ يعنى نفوس ناطقۀ انسانى از ابتدا مجرد نبودهاند. 4 وى براى نفس سه نشئه قائل شده و آنها را نشئات حسى، خيالى و عقلى ناميده است. 5
خواجه نصير الدين طوسى نيز در كتاب اخلاق ناصرى، نفس را چنين تعريف مىكند: نفس انسانى جوهرى بسيط است كه از شأن او ادراك معقولات به ذات خويش و تدبير و تصرف او در اين بدن محسوس كه بيشتر مردم آن را انسان مىگويند به توسط قواست و آن جوهر نه جسم مىباشد و نه جسمانى و نه محسوس به يكى از حواس است. 6