759(كه واجد شرايطى است كه به آن اشاره شد) 1 گويى چندان مشكلات ناراحت كنندهاى نيستند. از ديد نظريۀ يادگيرى، 2 گفتوگوى چند باره از رويدادهاى آزارنده، آن هم در محيط امن درمانى (كه در آن تنبيهى در كار نيست) رفته رفته اضطرابى را كه همراه آن رويدادها بوده خاموش مىسازد. در واقع فرد، در لابهلاى توضيحات خودش، به تبيينى از مشكلات خود دست مىيابد. به اين معنا كه چگونگى ايجاد و استوارى و پايدارى آنها و راه و روش تغيير دادن آنها براى او روشن مىشود. 3
بُعد فرا روان شناختى آن نيز اين است: فردى كه به حضور امام يا امامزاده رسيده است و احساس مىكند كه آن بزرگوار، بر او نظارت دارد، زنده است و به صحبتهاى او گوش فرا مىدهد، چنان احساس امنيت مىكند و اضطراب از او دور مىگردد كه آرامش و امنيت روانى لازم براى انديشيدن و پيدا كردن راه حل مشكل بر او حاكم مىشود. البته در فرهنگ شيعه اين يقين وجود دارد كه آن آرامش توسط آن امام يا امامزاده برقرار گرديده است.
يكى از خصوصيات افراد مبتلا به افسردگى، 4 اين است كه ذهن آنها در زمان حال سير نمىكند. آنها يا مشغول سرزنش خود در مورد زندگى گذشتۀ خود هستند و دائم خودشان را محاكمه و محكوم مىكنند كه چرا اين كار را در گذشته انجام دادم و يا اينكه ذهن آنها مشغولِ ساختنِ آيندۀ غم انگيزى است كه هيچ نقطۀ اميدى در آن وجود ندارد. به هر حال اين طرز استفاده از ذهن و اين نوع عملكرد ذهنى باعث مىشود كه خُلق فرد پايين بيايد و نوعى نا اميدى همراه با كاهش انرژى و انگيزه بر او حاكم شود. چنين شرايطى نه تنها باعث ايجاد روحيۀ بد در فرد مىگردد، بلكه به دليل