742طبق يافتههاى اين پژوهش با ميزان ديندارى افراد، همبستگى منفى داشته است.
بررسىهاى ديگر نيز تأثير مداخلات دينى را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهاى روانى نشان دادهاند، به طورى كه افراد با اعتقادات دينى قوى، اضطراب و ناراحتى كمترى را نسبت به كسانى كه به اعتقادات دينى پايبند نبودهاند گزارش كردهاند. 1
باورها و اعمال دينى از طريق ايجاد هدف و معنى در زندگى، گسترش روابط اجتماعى و با تقويت احساس همبستگى و ايجاد تعلق در افراد و از طريق ابزارهاى تخليۀ هيجانى، همچون شركت در اجتماعات و مراسمهاى مذهبى مختلف، موجبات آرامش و تخفيف ناملايمات روانى، همچون افسردگى و اضطراب را فراهم مىكنند. وطن خواه (1379) در پژوهشى رابطۀ معنادارى را بين ميزان دينى بودن جوانان و ميزان سازگارى آنان گزارش كرده است و علمى (1380) نيز در بررسى خود تحت عنوان «نقش دين و اعتقادات دينى در بهداشت روانى» چنين آورده است:
مذهب با تعليم اينكه طبيعت زندگى دنيوى با سختىها و مصائب همراه است، افراد را آماده برخورد با مشكلات مىنمايد. مذهب با تبيين اينكه وجود اين سختىها حكمتى دارد و براى تكامل فردى و اجتماعى بشر لازم است، سازگارى با مشكلات را تسهيل مىنمايد. 2
راثى در پژوهشى همبستگى خطى مثبت بين گرايش دينى با عزت نفس و خود كارآمدى گزارش كرده است. به طورىكه افراد با گرايش دينى قوى از عزت نفس بالا و از احساس خود كارآمدى بالاترى برخوردار هستند. طبق يافتههاى وى، هر قدر گرايش دينى در دانش آموزان بيشتر باشد، عزت نفس يا همان احساس ارزشمندى در فرد كه از شاخص اساسى در سلامت روانى افراد هست نيز بالا خواهد بود. طبق