741مذهبى، همه عواملى هستند كه مىتوانند در امر درمان و پيشگيرى اختلالات روانى و همچنين براى ارتقاى سلامت روان بيماران، به نحو مؤثرى به كار گرفته شوند. 1
بسيارى از پژوهشگران علوم رفتارى و روان درمانگران معتقدند كه باورها و رفتارهاى دينى در پيشگيرى و شفا دهى بيمارىهاى جسمانى و روانشناختى نقش اساسى دارند. 2 به نظر برخى از آنها ضعف باورهاى دينى، علت اصلى بيمارىهاى روانى اعلام شده و در يافتههاى پژوهشى بر آموزش باورهاى دينى براى كمك به درمان درمانجويان تأكيد شده است. 3
پژوهشهاى زيادى همچون يافتههاى ويلتز و كريدر (1992) وجود رابطۀ مثبت بين باورها، نگرشها و عملكردهاى دينى با شاخصهاى بهداشت روانى و حتى جسمانى نشان دادهاند.
كوهن 4 و همكاران (1995) در مطالعهاى بين ميزان افسردگى و دين باورى افراد، همبستگى خطى منفى به دست آوردند. به طورى كه افراد متدين در مقايسه با افراد سكولارعلايم افسردگى، از قبيل فقدان علاقه و انگيزه، كنارهگيرى و انزوا، احساس دل شكستگى، بىقرارى و نااميدى كمترى را نشان دادند. 5
برخى مطالعات نيز رابطۀ بين دين و سازگارى را بررسى نموده و دريافتهاند كه نگرشها و فعاليتهاى دينى با احساس سازگارى، همبستگى مثبتى دارند. 6 همچنين همبستگى معنادار مثبت بين انجام اعمال دينى با سازگارى بالاى زناشويى و رضايت زناشويى در اثر پژوهشى گانتنز و همكاران (1996) گزارش شده و پديدۀ طلاق نيز