705البته زيارت نه تنها مخصوص پيامبران و امامان، بلكه همانطور كه در سطور گذشته آمد شامل امامزادگان و افراد صالح نيز مىشود.
مشروعيت زيارت از نظر عقل
از ديدگاه عقل سليم بشرى، هر كردار و رفتار و حتى انديشهاى كه آدمى را در مسير كمال الهى يارى دهد، و او را در رسيدن به سر منزل مقصود، و پيمودن مراتب و مراحل سلوك معنوى مدد رساند، و مايۀ «تقرّب» او به درگاه ربوبى، ضامن پويايى و حركت بىوقفۀ او در طريق حق و حقيقت باشد، مطلوب و پسنديده است.
و بىترديد «زيارت» از جملۀ اعمالى است كه اگر با «آداب و شرايط» آن و توأم با «معرفت» به حق نبى و وصى انجام پذيرد، آثار پربار و سازندهاى در پى دارد كه رهتوشۀ رشد و بالندگى زايران خواهد بود.
چنين زيارتى «زيور زهد» 1 را زينت بخش زندگى زاير قرار مىدهد، و «پيراهن پارسايى» را كه تنيده از تار و پود و تعظيم شعاير الهى است، بر پيكر دلها مىپوشاند. 2
چنين زيارتى، الهامبخش و شوقآفرين، ادبآموز و هوس سوز، روشنگر و حقنما، ايمانزا و آرمانبخش، گناه شوى و خطاپوش و... است.
حال كدامين عقل سليم و زنده و پويايى است كه به حسن و مشروعيت آن حكم نكند؟!
مشروعيت زيارت از نظر اجماع
گرچه آنجا كه حكم عملى از طريق كتاب يا سنّت روشن باشد، دگر جايى را براى روى آوردن به دليل اجماع باقى نماند و اگر چنين شود، صرفاً براى تأييد و تقويت بيشتر مبانى آن حكم صورت مىپذيرد. گرچه از نظر شيعه، اجماع از آن جهت كه