1135زايرين آنها را شفيع قرار داده تا خداوند بيمارىهاى همچون: نازايى، جنون، لكنت زبان كودكان، سردردهاى شديد و امثال آنها را شفاعت كند. و نيز براى حل مشكلات از جمله مشكل بيكارى و نداشتن درآمد مكفى خدا را مىخوانند و دعا مىكنند و بزرگواران مدفون در آن آرامگاه را شفيع قرار مىدهند.
4. قربانى
قربان يا قربانى در لغت به معنى هر چيزى كه به وسيلۀ آن بهسوى خداوند تقرب پيدا كنند، آنچه كه در راه خدا تصدق مىكنند مثل گاو و گوسفند و شتر كه در راه خدا بكشند و گوشت آن را بين فقرا پخش كنند. 1
از زمانى كه بشر هنوز پا به مرحله تاريخ نگذاشته به اين كار آشنايى و اعتقاد داشته و به قربانى كردن مىپرداخته است. وقتى فرزند حضرت آدم از خوردن و خوابيدن خيالش آسوده شد و كمى فراغت يافت، به انديشيدن افتاد، به مفهوم ترس و محبت و چيزهايى عاطفى از اين قبيل پى برد، حوادث روزمرهاش را از كوچك و بزرگ، از آمدن شب و روز، طلوع و غروب ماه و خورشيد و ستارگان، گرفتن ماه و خورشيد و طوفان و خشكسالى و زلزله تا رؤيا و بيمارى و مرگ همه را با فكر محدود خود توجيه كرد، به طورىكه ذكر نيروى برتر، قواى ماوراء الطبيعه كه دستاندر كار جهان هستند و اين همه حوادث ساخته و پرداخته آنهاست، ذهنش را به خود مشغول داشت، از آنها ترسيد يا به آنها محبت ورزيد، آن وقت براى جلب دوستى يا دفع گزند آنها به فكر ساده و بد وى خود چنين پنداشت كه با نثار پيشكشها و قربانىها، اين قواى برتر را كه براى او سرنوشتساز هستند با خود همراه و سازگار كند، بسيارى از نيايشها و قربانىها و نيازها كه به پاى خدايان و نيروهاى ماوراء الطبيعه نثار شده، در آغاز علتى چنين داشته است.
بديهى است در طول قرنها و با گذشت روزگاران، اين اعتقادات و سنتها، صورت روز به خود گرفته، تلطيف شده و مانند همۀ عادات و عقايد بشر از صافى