1120مكرر اصطلاح پاكبازى در منطق الطير، دلالت بر همين ثمرۀ عظيم دارد: ديگرى گفتش كه در راه خداى
دليل اين پاكبازى و برپايى مناسك مقدس مذهبى (كه زيارت در زمرۀ شاخصترين آنهاست) در داستان پرندگان در مقايسه با آنچه كه در روانكاوى يونگ، به عنوان گونهاى از ولادت جديد يعنى گسترش شخصيت مطرح شده، بدين معناست كه اين منى كه هست، من راستين نيست و اين هويت حقيقى بايد از رهگذر شناخت و رنج و عشق، كشف شود. سى مرغى كه تنها مشتى پَر و استخوان باشد، نيست، بلكه سيمرغى است كه با گذار از كوهها و وادىهاى پر رنج و مرارت آشكار مىگردد.
يونگ مىگويد: «هنگامى كه نقطۀ اوجى از زندگى فرا مىرسد وقتى شكوفه مىشكفد و از كوچكتر، بزرگتر پديد مىآيد، آنگاه به قول نيچه، يك، دو مىشود و شخصيت برتر كه فرد همواره بوده، اما ناپيدا به نيروى الهام بر شخصيت حقيرتر متجلى مىشود و كسى كه در درون خويش بزرگ است خواهد دانست كه رفيق روحش آنكه از ديرباز چشم انتظارش بود، آن رفيق جاويدان اكنون به راستى از راه رسيده است تا اسارت را به اسيرى برد، يعنى كسى را گريبان گيرد كه هميشه اين شخصيت فناناپذير را اسير و در بند داشته است و آنگاه با اين عمل، حيات او را به سوى آن حيات عالىتر جارى كند». 2 به عناصر مشتركى كه در اين ديدگاه يونگ و