1118
من چو ديدم پرتو آن آفتاب
3. گسترش شخصيت 1 به عنوان شكلى از تولد دوباره 2 در روانكاوى يونگ و .
پيوند آن با مفهوم زيارت و طرح آن در داستان پرندگان:
از آنجا كه فلسفۀ كيمياگرى و فرآيند نو شدن آدمى از مباحث بسيار جدى در حوزۀ روانكاوى، خصوصاً روانكاوى يونگ است، وى در اين باره مىگويد: «ولادت مجدد (نو شدن 3) به مفهوم دقيق آن يعنى تولدى تازه در گردونۀ حيات فردى». 4 اصطلاح انگليسى اين مفهوم « noitavoneR » است كه يونگ از آن به تجربۀ استعلاى حيات تعبير كرده است. او در توضيح اينكه منظورش از چنين اصطلاحى چيست مىگويد:
«منظور من از تجربۀ استعلاى حيات، آن تجارب نوآموزى است كه در مناسك مقدسى شركت مىجويد كه تداوم جاويدان حيات را از طريق دگرگونى و تجديد بر او فاش مىسازد». 5 وى در ادامۀ همين مطالب، ثمرۀ اين تجربۀ فرارونده را در مثل به سيمرغ 6 همانند كرده است. مناسك مقدسى كه يونگ در بررسى خود از آن نام مىبرد، به گونهاى ديگر در شكل سفر در دريا و كوهها و هفت وادى پر فراز و نشيب در داستان پرندگان نيز نشان داده شده است كه سرانجام به استعلاى حيات و تولد دوبارۀ قهرمانان داستان مىانجامد.
در روانكاوى يونگ تولد دوباره در اشكال گوناگونى تحقق مىپذيرد كه به باور ما