1116مىآورد كه خداوند به پيامبرش حضرت موسى فرمان مىدهد كه در آستانۀ وادى مقدس طوى كفشهاى خود را از پا درآورد. در حقيقت نعلينهاى حضرت موسى عليه السلام همان دنيا و آخرت است كه براى ديدار با خداوند بايد به آن پشت پا زد.
درست همان اتفاقى كه براى پرندگان رسالة الطيرها به وقوع مىپيوندد. آن هنگام كه از همۀ دلبستگىها و موانع مىگذرند تا به ديدار سيمرغ نايل شوند. از همين روست كه «در، به عنوان محل عبور و به خصوص محل ورود به طور طبيعى تبديل به نمادى براى تقرب به خدا و امكان تقرب به حقيقتى برتر مىشود. بدين گونه است كه بازگشت مسيح به عنوان مسافرى كه بر در مىكوبد، بشارت داده مىشود، پسر انسان بر در است 1... مسيح در مكاشفات 2 مىگويد: اينك بر در ايستاده مىكوبم، اگر كسى آواز مرا بشنود و در را باز كند به نزد او خواهم آمد و با وى شام خواهم خورد و او نيز با من». 3 پيوند نماد بارگاه با كيمياگرى و فرآيند استحالهاى آن هم جالب است. «به زعم اسقف پرنتى (396) براى كيمياگران و فلاسفه، در به معناى كليد و به معناى ورود يا وسيله عمل كردن در طول مدت عمل بزرگ 4 است. در، ربط با وسيلهاى سرى و ابزارى مخفى است». 5
اما از سويى ديگر، تيتوس بوركهارت بر اهميت تركيب نماد در و درگاه از طرفى و غار از طرفى ديگر، تأكيد دارد. اين پيوند، يادآور تحليل روانكاوانۀ يونگ از نماد غار در تفسير نمادينى است كه از سورۀ مباركۀ كهف قرآن شريف ارائه كرده است. يونگ در اين باره اين طور نوشته است: «تمامى اين سوره (كهف) به راز ولادت مجدد اختصاص دارد و غار محل ولادت مجدد است، يعنى آن گودال مخفى كه انسان در آن