1115
تو منى يا من توام، چند از دوى
ج) بارگاه (آستانه)
حضرت، درگاه، بارگاه در مقام نماد دگرگونى، بارها و بارها در داستان پرندگان مطرح شده است. برد نمادين اين مفهوم از غناى بسيارى برخوردار است. آن چنان كه هم در عرفان و فلسفه و هم در روانكاوى و كيمياگرى و نيز در ادبيات كه مجموعهاى از همۀ اينهاست، در محل تحليل و بررسى است. اينكه بارگاه سيمرغ و گذار از آن يكى ديگر از عناصر بنيادين رسالة الطيرهاست كه كاركردى قابل توجه در بيان فرآيند تحول قهرمانان داستان دارد و شواهد آن در داستانهاى نامبرده بسيار با آنچه كه در فرهنگ نمادها مطرح شده است، همسويى و همخوانى دارد. در اينجا بررسى و تحليل اين مفهوم را به همراه چشمانداز كلىتر آن مطرح مىكنم و آن نماد در مىباشد. «مفهوم باطنى درگاه (آستانه) از نقش آن به عنوان معبر ميان بيرون (پلشت) و درون (قدسى) مىآيد» 2 آنچنانكه پرندگان دربند ريسمانها و موانع و مشكلات راه سفر با گذار از آستانۀ حضرت سيمرغ و حضور در آن، گويا از آن پلشتى پا در اين قداست و پاكى گذاشته اند، زيرا: «گذار از آستانه دو شرط دارد: يكى طهارت خاص براى جسم و دوم نيت روح، كه كفش در آوردن بر صحن يك مسجد يا جلوى يك خانۀ ژاپنى از همين نماد نشأت گرفته است». 3
اين نمادگرايى، آيۀ شريفۀ «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» 4 را به يادمان