1053- نورالدين عبدالرحمن جامى نيز در قرن نهم در مدح و منقبت خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بهويژه على بن موسى الرضا عليه السلام ، حريم درگاه آن امام همام را قبله گاه سلاطين مىداند : سَلامٌ عَلىٰ آلِ طٰاها وَ يٰس
منقبتگويى و مرثيهسرايى در عهد صفوى
با مرگ جامى دورۀ شعر كلاسيك كه با رودكى آغاز شده بود، پايان يافت. در روزگار پرعظمت پادشاهان صفوى هيچ شاعر مبتكر و بزرگى كه در تاريخ ادبيات ايران نام و مقام شايستهاى يابد برنخاست. اين امر را بايد در سياست كلى پادشاهان صفوى جست كه به دلايل داشتن مقام شيخى و رهبرى طريقت و تماس با رؤساى مذاهب و رقبايى چون شاهان عثمانى و هند به شعر و شاعرى توجه يكسويه داشتند 1 و بيشتر همّ خود را صرف ترويج مذهب تشيع مىكردند و اكثر اشعار به جاى مديحه و غزل در مدح و منقبت اولياى دين و ذكر كرامات ائمۀ اطهار عليهم السلام و مصيبت شهيدان كربلا و بزرگداشت امام زادگان در ايران بود. محركهاى شاعران در سرودن اينگونه اشعار، هدفمندى، 2 پرداختن به باورداشتهاى مذهبى و كسب ثواب اخروى را نيز نبايد از نظر دور داشت. لازم به يادآورى است كه منقبتگويى و مرثيهسرايى ويژۀ شعر عهد صفوى و حتى زبان فارسى نبوده است، چه اين دو موضوع در اشعار شعراى سدههاى پيشين، بهويژه قرنهاى هشتم و نهم و در زبان عربى در اشعار ابوالاسود دوئلى در منقبت اميرالمؤمنين عليه السلام ، قصيدۀ ميميۀ فرزدق در مدح امام زين العابدين عليه السلام ،