1042(م429ق) برخى از لغات و اصطلاحات اسلامى و زيارتى مانند اذان، قرآن، مكه، نبوت، پيغمبر اسلام و... را در اشعار خود آورده. در مورد مكه گفته است: گاه مى خوردن مى تو بر كف معشوق تو
علت آن را بايد در نوپايى عقايد اسلامى در ميان شاعران اين دوره جستوجو نمود. موضوعى كه از شعر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم عهد سامانيان و غزنويان شروع شده و در دورۀ سلجوقى تكامل يافت، حكمت و وعظ و مناقب اهل بيت عليهم السلام است كه پيش درآمدى براى اشعار زيارتى بود و كسى كه قصايد تمام و كامل در اين موضوع ساخت كسايى مروزى بود و بعد از او ناصر خسرو قباديانى به تقليد از او پرداخته است. شاعران شيعى و بزرگ اين دوره همچون فردوسى، كسائى، فرالاوى، غضايرى رازى و... اشعار و قصايد غرايى در مفاهيم دينى و مدح و منقبت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام سرودهاند؛ ليكن در باب موضوع زيارت به معنى اصطلاحى، اشعار چندانى يافته نمىشود. موسى فرالاوى از شعراى معروف همعصر شهيد بلخى و رودكى در اين باره مىگويد: چه شغل باشد واجبتر از زيارت آنك اگر چه نيك بكوشم به واجبش نرسم
همى شفيع نيابم ازو به عذر گناه
كريم طبعى او نزد او شفيع بسم
سبك شعر در نيمۀ دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم تحت تأثير سبك دورۀ اول غزنوى قرار داشت و حتى گاهى شاعرانى مىكوشيدند كه سبك سامانى را احيا كنند.
مانند ناصر خسرو و قطران تبريزى. دكتر وزينپور دربارۀ شعر ناصر خسرو مىنويسد: شعر ناصر خسرو مانند شعر كسايى سرشار از حكمت و موعظه و انديشههاى مذهبى است 2 و دكتر شميسا در مورد سبك وى آورده است: قصايد او به