1024ادبيات يا سخنگان است و آن مجموعۀ سخنهاى انسانى است كه در قالبهاى گفتارى، نوشتارى و غير آن گرد مىآيد. ادبيات هر ملت همچون تاريخ و مكتب آن، نماد هويت يك ملت است.
در جهان مقولۀ خاصترى از هنر نيز وجود دارد، به نام هنر دينى كه هدف آن به كارگيرى اين استعداد معنوىِ آدمى در جهت اقامت او در محفل انس كبريايى است. و در اسلام، هنر دينى، به نام هنر اسلامى انديشۀ صاحب و مخاطب اين قالب نافذ را در حيطۀ فطرت خداجويى و حقپرستى، آن هم به كاملترين شكل خود كه در اكمل اديان الهى تجلى پيدا كرده است، به جولان درمىآورد و دلها را به دلدار قرين مىسازد. نكهت جانبخش دارد خاك كوى دلبران عارفان آنجا مشام عقل مشكين كردهاند
در واقع آنجا كه هنر و ادبيات فاخر، وسيلهاى براى رساندن آدمى به فطرت خداجوى خود قرار مىگيرند، در عالىترين مراتب خود به گوهر ارزشمندى تبديل مىشوند كه جاودانگى آثار خلق شده در آنها، خواه در قالب كلام يا در صورت نقش، گواه بلنداى درجۀ آنها مىباشد و اين پديدهاى است مقدس و باشكوه كه در ادبيات و هنر ايرانى بسيار ديده مىشود. در واقع رابطۀ متقابلى بين هنر اسلامى و اثر به جاى مانده از آن برقرار است كه لطافت و اثرگذارى هنر براى نشان دادن شكوه اثر به كار مىرود و اهميت و ارزش اثر، هنر را تقدس مىبخشد. از دل و جان، شرف صحبت جانان غرض است غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست
هنر دينى، طرحى نو از هنر است كه از زيبايىهاى حسى هنر براى به تصوير كشيدن جلوههاى معنوى پديدۀ مجردى كه كل وجود آدمى و بلكه هستى بدان آراسته است، استفاده مىكند و در واقع به صورت مجرد و انتزاعى به وصف نمادين عظمت دين در جلوههاى گوناگون آن مىپردازد. آرامش همراه با عظمت و شكوه، سكوت آميخته با شور و هيجان، و آسودگى همراه با حركت و پويايى، از ويژگىهاى نهفته در دل آثار هنرى