135
ولست لهم وان عتبوا مطيعاً
حياتى او يغيّبنى التراب 1
«به جانم سوگند، من خانهاى را كه سكينه و رباب در آن باشند و آن خانه، ايشان را پذيرا باشد دوست مىدارم.»
«من به آنان مهر مىورزم و داراييم را به ايشان مىبخشم و سرزنش احدى را در اين مورد توجّه ندارم.»
«و تا زندهام، هرگز به ملامت ملامتگران اعتنا نمىكنم تا از جهان خاكى رخت بربندم.»
حضرت سكينه عليها السلام پس از آن كه به سن رشد و بلوغ رسيد با پسر عمويش عبداللّٰه بن حسن ازدواج كرد.
استاد توفيق فكيكى كه دربارۀ شخصيت سكينه عليها السلام كتاب نوشته، برخى از روايات داستان گونه را دربارۀ آن بانوى مكرم، افسانه و از افتراءات امويان دانسته است؛ زيرا بيشتر آن مطالب را ابوعلى قالى نگاشته و او زير نفوذ امويان اندلس بوده است. 2
برخى معتقدند كه حضرت سكينه در شام وفات يافته و در باب الصغير به خاك سپرده شده است.
در مقبرۀ منسوب به حضرت سكينه، ضريحى وجود دارد از چوب درخت گردو كه آية الكرسى به خط كوفى در جانب آن حك شده، و