121آن را بازديد نمايد، هر بار يك نوع زيبايى نظر او را به خود جلب مىكند.
اين مسجد موقوفات فراوان داشته و ادارۀ عظيمى، حساب دارايىهاى آن را رسيدگى مىكرده است و روزانه هزار و دويست دينار درآمد داشته كه دويست دينار براى مسجد هزينه گشته و بقيه به خزانۀ سلطان واريز مىشده است. 1
ياقوت مىنويسد: در سقف مسجد نگينهايى از سنگهاى قيمتى تعبيه شده، در نهايت نظم و زيبايى و آنقدر درخشندهاند گويى از آنها طلا مىچكد. در قسمتى از مسجد كنده كارى طلايى روى آينه ديدم كه سورۀ تكاثر روى آن نوشته شده بود و گوهرى سرخ رنگ در قاف كلمۀ «المقابر» چسبانده بودند، نكتۀ آن را پرسيدم، چنين گفتند: وليد دخترى داشته كه در خردسالى بمرد و اين گهر مال او و متعلق به او بوده. مادر اين دختر دستور داد كه آن گوهر را همراه جسد دختر در گور نهند و با وى دفن كنند. امّا وليد دستور داد آن گوهر را در كلمۀ «مقابر» تعبيه نمايند، آنگاه براى مادرِ دختر، سوگند ياد كرد كه آن گوهر را مطابق خواهش او، در مقابر نهاده است. و گويند اين مسجد فوق العاده زيبا بوده و در سال 461 ه . ق. آتش سوزى مهيب و گستردهاى رخ داد و از زيبايى آن بسيار كاسته شد. 2
آتش سوزى: دربارۀ آتش سوزى جامع دمشق، در غالب كتابهاى تاريخى و غيره، سخن گفته شده؛ از جمله چهار نويسندۀ بزرگ سورى در