98سرشكش روان بود.
ابراهيم عليه السلام با چنين تأسف و تأثرى ميوۀ دل خود را در آن بيابان، نزد عزيزش گذاشت، در حالى كه خدا را به رعايت و عنايت در بارۀ او مىخواند به وطن بازگشت و گفت: پروردگارا! من فرزند خود را در وادى بى كشت و زرع، نزد خانۀ حُرمت يافتۀ تو، ساكن نمودم؛ «رَبَّنٰا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوٰادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ » بار خدايا! تا نماز را بر پا دارند؛ «رَبَّنٰا لِيُقِيمُوا الصَّلاٰةَ » چرا كه نماز، اصلى از توحيد است و قيامى است بر ضدّ هر چه بت. «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ » ؛ «اى خدا، دلهايى از مردم را راغب و مهربان آنها بگردان»؛ يعنى دلهاى مردم را چنان كن كه هواى آنها كنند و از ميوهها روزيشان ده تا تو را شكرگزارند؛ «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ » .
مجموعۀ اين بخش از آيات، طعنهاى است به وضع اخلاقى و مسلكى و اجتماعى قريش كه در روزگار حضرت رسول صلى الله عليه و آله ساكن جوار بيت اللّٰه بودند. ابراهيم آنجا را به عنوان پايگاه يكتاپرستى و مبارزه با بت ساخته بود. آنجا را ساخته بود تا اقامۀ صلات با تمام شؤون آن صورت بگيرد و دعا كرده بود كه ذريۀ او حيثيّت آن چنانى خانۀ خدا را حفظ كنند و اكنون قريش كاملاً نقطۀ مخالف آن شدهاند و چه ناخلف ذريهاى! شما قريش وابستگى خود را از ابراهيم عليه السلام گسستهايد؛ «إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا» ؛ 1 «آرى نزديكترين مردم كه با ابراهيم پيوند يافتهاند، آنهايى هستند كه از او تبعيت كردند و نيز اين پيغمبر محمد صلى الله عليه و آله و مؤمنان هستند.»