89سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله به پايان رسيد و ابلاغ ولايت على عليه السلام انجام شد و هنوز مردم متفرق نشده بودند كه جبرئيل نازل شد و اين آيه را بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خواند: «اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً»؛ 1 «امروز آيين شما را كامل و انعام خود را بر شما تمام كردم و اينگونه اسلام كامل را براى شما اراده كرده، رضا دادم.» 2
رسولاللّٰه با نزول اين آيه، زبان به تكبير گشود و خدا را بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضا به رسالت محمد و ولايت و امامت على سپاس گفت:
«اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى إِكْمَالِ الدِّينِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسَالَتِي وَ بِوَلاَيَةِ عَلِيٍّ عليه السلام مِنْ بَعْدِي» ؛ «خداوند بزرگ است، خدايى كه آيين خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام كرد و از پيامبرى من و امامت على پس از من راضى و خشنود گشت.»
احساسات عمومى و بيعت
در اين هنگام شور و غوغايى در ميان مردم افتاد و على را به اين سِمَتْ تبريك مىگفتند. عمربن خطاب در حضور جمع گفت: «بَخْ بَخْ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلاَيَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ» ؛ «آفرين باد بر تو اى فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان مؤمن گشتى» و حسّانبن ثابت، شاعر رسول اللّٰه از پيامبر رخصت خواست و شعرى در