84
فضيلتگويى دربارۀ على عليه السلام براى چيست؟
همۀ آياتى كه در شأن و مقام على عليه السلام بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نازل مىشد، از اين رو بود كه او را بعد از خود، به عنوان جانشين معرفى كند؛ زيرا اگر منظور از اينگونه آيات تنها بيان فضايل اخلاقى ايشان بود، بايد در فضيلت بسيارى از صحابۀ با فضيلت پيامبر، آياتى نازل مىشد، به طورى كه آن حضرت، هريك از ياران خود را به فراخور موقعيت معنوى آنها، با بيان فضيلتى نشاندار كردند؛ چون مقام، مقام بيان فضيلت بود مثلاً دربارۀ فاطمه عليها السلام فرمود: «او پارۀ تن من است، هركه او را بيازارد مرا آزرده است و هر كه مرا بيازارد خدا را آزرده است» و «حسن و حسين جوانان اهل بهشت اند» و «سلمان از ما اهل بيت است» و...
بنابراين، هدف از ذكر فضايل و توانمندىهاى على عليه السلام ، براى اين است كه او در آينده بايد به عنوان امام ادامه دهندۀ امور رسالت باشد.
در دوران حيات پيامبر و نزول آيات، جسته و گريخته در سنت قولى و فعلى آن حضرت، على به عنوان ولىّ و امام مردم معرفى مىشد، و در غدير خم فرمان آمد: اى رسول، اكنون وقت آن است كه همۀ آن توصيفها و آياتى كه براى امامت على نازل شده، عملى شود و از مردم بر اين امر بيعت بگيرى و در حضور و حيات خودت، حجت را بر مردم تمام كنى و به طور رسمى على را مولا و سرپرست مردم؛ به همان معنايى كه تو به عنوان مولا و سرپرست و واجب الاطاعۀ مردم بودهاى،بشناسانى.
گفتيم آنچه در شأن على ذكر شده، مراد صرف بيان فضيلت نيست؛ بلكه هدف اعلام امر امامت است. اگر كمى دقت كنيم، مىبينيم پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: «من شهر علمم و على دروازۀ آناست. » اگر منظور تنها بيان