74
- ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً ...
شبِ بعد از جنگ احد، شام غريبان دردناك و پراضطرابى بود.
مسلمانان با توجه به اخبار رسيده، پيشبينى مىكردند كه لشكر فاتح قريش به مدينه بازگردند و كار را يكسره كنند. در اين ميان، مجاهدان مخلص و توبه كنندگانى كه از فرار و سستى خود پشيمان بودند، به وعدههاى پيروزى پيامبر، كه اسلام بر تمام اديان پيروز خواهد شد، مؤمن و دلگرم بودند و برخلاف اين اضطرابها در حالى كه هنوز لباس جنگ بر تن و سلاح بر كمر داشتند، خواب آسودهاى كردند و اين آرامش از جانب خدا بود. اين خواب، مخصوص مؤمنان ثابت قدم و توبهكنندگان بود نه براى همه، «ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً يَغْشىٰ طٰائِفَةً مِنْكُمْ » و سهم آنان كه نافرمانى كردند، دلهره و بىخوابى بود 1«وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ » . آنان به چيزى جز نجات جان خويش نمىانديشيدند.
آنها نمىخواستند كشته شوند، بلكه مىخواستند جنگ به پيروزى بينجامد تا آنها به منافع دنيوى خود برسند!
- يَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِيَّةِ ...
اين افراد ضعيف و منافق، با تفكر جاهلى دربارۀ خدا و پيامبر قضاوت مىكردند و آن را دروغ مىشمردند! (همانطور كه مشركان در جاهليّت و آغاز بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله پيروزى او و وعدههاى خدا را كذب و دروغ مىانگاشتند) و مىگفتند: آيا با اين وضع دلخراش كه پيدا كردهايم،