53تأكيد و تهديدهاى پى درپى به گفتوگوهاى مغرضانۀ دشمنان و ترديدهاى عاميانۀ ناآگاهان پايان مىدهد و تكليف دوست و دشمن را مشخص مىكند.
البته اين تكرارها علاوه بر منظور فوق، شامل دستوراتى تازه و توضيحاتى لازم در مورد نقطههاى ناشناختۀ اين حكم است. به عنوان مثال: آيات پيشين، تكليف مسلمانان را دربارۀ اصل قبله بيان كرده و آيات بعد، تكليف آنها را در مسافرتها و نقاط ديگر جهان تعيين مىكند تا تصوّر نشود كه اين حكم به گروهى از اشخاص و يا به زمان و مكان خاص تعلق دارد و چون استقلال مسلمانان با داشتن قبلهاى مستقل و پيامبرى از ميان خود، نعمت بزرگى است، به همين جهت در پايان، امر به شكرگزارى و نهى از ناسپاسى مىنمايد؛ «وَ اشْكُرُوا لِي وَ لاٰ تَكْفُرُونِ » .
جوسازىهاى منافقان و يهوديان
وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روبه بيت المقدس نماز مىخواند، مشركان به عنوان حجّت مىگفتند: پيامبر كه ادّعا مىكند بر آيين ابراهيم است، چرا به سوى كعبه نماز نمىگزارد، در حالى كه ابراهيم و اسماعيل به سوى آن نماز مىخواندند؟ از سوى ديگر اهل كتاب حجّت مىآوردند كه آنچه در كتب ما آمده، اين است كه پيامبرى از ذرّيۀ اسماعيل مبعوث خواهد شد و به سوى كعبه نماز خواهد خواند، نه بيت المقدّس؛ پس ما چگونه پيامبرى او را بپذيريم؟ بنابراين مشركان و اهل كتاب هر يك عليه حقّانيت اسلام و مسلمانان حجّت مىآوردند، ولى همۀ حجّتها و اعتراضها با حكم