207يك از اين دو كوه، بتى قرار داده بودند كه هنگام سعى، بالاى كوه مىرفتند و آنها را به قصد تبرك، دست مىكشيدند و مس مىكردند؛ اما اين آيه مىگويد صفا و مروه از شعائر الهى است و طواف بر آن دو، با وجود بت در آنها، براى شما اشكالى ندارد. شعائر يعنى علامتهاو نشانها كه حكايت از مكتب و طرز تفكر و عملكرد خاص مىكند؛ مانند:
نماز، دعا، حج و محل هايى كه عبادت خاصّى دارند.
دعا يك كلمه يا يك لغت نيست بلكه شعار ونمادى از فرهنگ تضّرع و اظهار نياز به خدااست و خالصترين نوع بندگى در آن نهفته است؛ زيرا داعى، خدا را همه چيز و خود را هيچ مىداند و فقر مطلق تلقى مىكند و اين عين بندگى است.
جهاد نيز يك لغت نيست بلكه شعار و علامت ونمادى است از يك بخش بندگى در ميدان دفاع از اسلام يا توسعه دادن اسلام در جهان، كه در آن نيز شكل ديگرى از عبوديت نهفته است و تقديم جان و مال، با هم در آن جمع شده است و در فرهنگ قرآن و اسلام هر چيزى كه عنوان شعائر دين نام گرفته، ناظر به نوعى از عبوديت و خضوع در برابر خداوند است.
صفا و مروه
اكنون بايد ديد صفا و مروه چگونه شعارى است و چه نوع عبوديتى در آن نهفته است كه حاجى، با آن ويژگى به كشور خود پيام بياورد.
در طواف كعبه، مُحرِم و غير مُحرِم جمع هستند، ليكن در صفا و مروه، تنهاآنان كه مُحرِم هستند صفا مىكنند!
هاجر، ميان دو كوه صفا و مروه را براى يافتن آب براى اسماعيل بارها