194شود، ليكن صد شتر به جاى او فدا گرديد.
در ميان قبايل، تشريفات قربانى انسان چنين بود: شخصى را كه بايد قربانى شود، يك سال پيش از روز قربانى انتخاب مىكردند. مردم در طول يك سال او را مقدس مىشمردند و انواع امكانات زندگى را برايش فراهم مىكردند و روز موعود او را در كوچه و بازار مىگرداندند و به سوى معبد مىبردند.
پنج نفر از كاهنان ويژه، با لباس سياه و با مراسم وحشتزا، آن شخص را روى سنگ قربانگاه مىخواباندند. چهار نفر دست و پاى او را و ديگرى سرش را نگاه مىداشتند و آنگاه، كاهن بزرگ با لباس سرخ، تيغ مخصوص خود را با يك ضربت ناگهانى بر سينۀ او مىكوفت و قلب او را بيرون مىآورد و آن را در حال تپش به پاى بت مىانداخت تا قربانى قبول افتد و بت برآنان خشم نكند! 1
ابراهيم با ذبح اسماعيل، اخلاص خود را براى خدا اثبات كرد و اين امتحانى بود كه خداوند آن را خواسته بود؛ ولى هدف ديگر اين ماجرا آن بود كه بدين طريق به قربانى انسان پايان داده شود.
آنها ديدند ابراهيم مانند خودشان فرزند را به قربانگاه بردتاذبحش كند، ليكن خدا فرمود از اين پس، حيوان حلال گوشتى را قربانى كنيد و گوشت آن را به محرومان بخورانيد. و اين عمل از مقولۀ همان اسلوب تبليغى بود كه ابراهيم به تعليم خدا، با بتپرستان داشت.
ابراهيم از مقبوليتى ويژه برخوردار بود. مردم ديدند سخن از