54در اين هنگام، ام سلمه گريست. پيامبر فرمود: ام سلمه! چرا مىگريى؟ گفت:
پدر و مادرم فدايت چرا گريه نكنم؟ تو با آن مقام بلندى كه دارى و با آنكه خداوند گناه گذشته و آيندهات را بخشيده است، چنين با خدا راز و نياز مىكنى (ما به ترس از خدا و گريه سزاوارتريم). پيامبر فرمود: چگونه در امان باشم، حال آنكه خداوند يك لحظه، يونس پيامبر را به خودش واگذاشت و بر سرش آمد، آنچه آمد. 1
در حديثى از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله آمده است:
اَفْضَلُ النّٰاسِ مَنْ عَشِقَ العِٰبادَةَ فَعٰانَقَهاٰ وَ أَحَبَّها بِقَلْبِهِ وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهاٰ، فَهُوَ لايُبالىٖ عَلىٰ مٰا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنيا: عَلىٰ عُسْرٍ أمْ عَلىٰ يُسْرٍ. 2
برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت شود. پس دست در گردن آن آويزد و از صميم دل دوستش بدارد و با پيكر خود با آن درآميزد و خويشتن را وقف آن گرداند و او را باكى نباشد كه دنيايش به سختى بگذرد يا به آسانى.
10 نيايش
روح بندگى خدا در سراسر زندگى پيامبر ديده مىشود. او پيش از هر چيز، بنده خالص خدا بود. آنقدر براى نماز و مناجات با خدا مىايستاد كه پاهايش ورم مىكرد و چهرهاش زرد مىشد. يكى از اصحاب به آن حضرت عرض كرد: مگر نه اين است كه خداوند در گذشته و آينده، تو را از گناه دور نگهداشته است. پس چرا خود را اينگونه به زحمت مىافكنى؟ پيامبر در پاسخ او فرمود:
«اَفَلاٰ اكُونُ عَبْداً شَكُوراً؛
آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم». 3