288
من». همه مردان، بندگان خدا و همه زنان، كنيزان خدايند و مالك همگى اوست، بلكه بگوييد «پسرك من» «جوانك من». 1
اين منطق رسا و دلنشين كه از اعماق قلب يك انساندوست واقعى به عنوان پيام الهى تراوش مىكرد، در شكستن كبرياى اربابان و از بين بردن عقده حقارت و زبونى از دل بردگان و در تحول فكرى و ايجاد ترديد در آنچه قرنها آن را اصل مسلّم مىپنداشتند، اثر فراوانى داشت. پس آنها را به تجديد نظر در گفتار و رفتارشان فرامىخواند و كمكم به اين نتيجه مىرسيدند كه چرا بايد برادر، برادر خود و خواهر، خواهر خود را به اسارت و بردگى بگيرد.
سپس رسولاكرم صلى الله عليه و آله با تدبيرهاى عملى، مردم را به آزاد كردن بردهها فرامىخواند؛ چه به وسيله تشويق و وعده ثواب؛ چه به عنوان كفاره گناهان و گروگان قبول توبه يا به صورت بازخريد؛ بدين معنا كه بردگان مبلغ معينى به اقساط از دستمزد عمل خود به صاحبان خويش پرداخت مىكردند يا اين مبلغ از بيت المال عمومى به آنها داده مىشد.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله با اين روشها، راه آزاد ساختن بردگان را گشود و از سوى ديگر، سرچشمه وارداتى آن را نيز بست تا به مرور زمان اين زشتى جامعه بشرى ريشه كن شود. خود ايشان پيشقدم شد و زيد بن حارثه ، غلام خود را كه همسرش خديجه به او بخشيده بود، آزاد كرد. همچنين براى اينكه حس حقارت و زبونى و زيردستى را از فكر او بيرون كند، در ميان جمع قريش، او را پسرخوانده خود معرفى كرد. همين كه زيد به سن رشد رسيد، براى الغاى برترى نژادى كه دنياى آن روز و بهويژه قبايل عرب به آن توجه خاصى داشتند، دختر عمه خود، زينب را به همسرى او در آورد تا قانون مساوات را پايهگذارى و براى ديگران الگوسازى كند.