287زاد بوم و حتى امتياز در دانش نيز نمىتواند منشأ تبعيض در حقوق باشد. پس چرا بعضى از افراد بشر، بعضى ديگر را به بردگى مىگيرند و علاوه بر سلب آزادى، آنها را از تمام حقوق بشرى، محروم مىكنند؟ او نيك مىدانست كه زدودن يك فكر هزاران ساله كه در ذهن هر دو دسته اربابان و بردگان رسوخ كرده است، جز با فرهنگسازى ميسر نمىشود. با وضع ماده قانونى، بدون ضمانت اجرا از درون آدمى، يك نظام طبقاتى ريشهدار را نمىتوان از ميان برداشت؛ چون اربابان، اين ستم فاحش را جزو حقوق اساسى خود مىپنداشتند. بردگان نيز به حكم عادت و مرور زمان، نيروى ارادهشان از كار افتاده و قدرت استقلال و حس آزادگى و آزاد زيستن در وجودشان تخدير شده بود و باور كرده بودند كه حق حياتشان در همين وضعيت مرگآور است. پس بايد اين مشكل اجتماعى را به تدريج و با تدبيرى حكيمانه حل مىكردند. رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ابتدا به هر مناسبتى به گوش هر دو طبقه مىخواند كه اربابان و بردگان برادر يكديگرند و همه آنها از يك نژاد هستند و خاستگاه اصلى همگى از همين خاك است. 1
ايشان مىفرمود:
سفيدپوستان را بر سياهپوستان هيچگونه مزيت طبيعى نيست و بدترين مردم نزد خدا همانا آدمفروشانند. 2 بردگان، برادران شمايند كه زير دست شما قرار گرفتهاند و داراى حقوق هستند. شما بايد از هر نوع غذا كه مىخوريد، به آنها بخورانيد و از هر آنچه به تن خودتان مىپوشيد، به آنها بپوشانيد و به كار طاقتفرسا وادارشان نكنيد و در كارها خودتان هم به آنها كمك كنيد. 3
هرگاه آنان را صدا مىزنيد، ادب را رعايت كنيد و نگوييد «بنده من»، «كنيز