252
را ميان دوستانش تقسيم مىكرد؛ گاهى به اين و گاهى به آن، به گونهاى مساوى مىنگريست. 1 اگر سه روز يكى از دوستانش را نمىديد، به جستوجو بر مىآمد. اگر مىگفتند نيست، برايش دعا مىكرد. اگر دوستش در مسافرت نبود، به ديدنش مىشتافت و اگر بيمار بود، عيادتش مىكرد. 2
پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله مىفرمود:
حكايت همنشين خوب بسان عطرفروش است كه اگر عطر خويش به تو ندهد، بوى خوش آن در تو خواهد ماند... . 3 همنشينى با آن كس سودى ندارد كه آنچه را براى خود مىخواهد، براى تو نخواهد. 4 ... بدىهاى همديگر را نزد من بازگو نكنيد؛ زيرا من دوست دارم با دلى آرام و خالى از كدورت نزد شما بيايم. 5
89 رعايت حال نمازگزاران
مردى نزد پيامبر آمد و گفت: اى فرستاده خدا! به خاطر اينكه فلانى نماز (جماعت) را خيلى طول مىدهد، (توفيق) نماز (جماعت) را از دست مىدهم. راوى كه ابو مسعود انصارى است، مىگويد: هيچ روزى پيامبر را بسان آن روز نديدم كه با خشم موعظه كند. حضرت فرمود: اى مردم! شما (ديگران را از خود) مىرانيد. كسى كه براى مردم نماز مىخواند، بايد نمازش را سبك گيرد و كوتاه كند، چرا كه ميان آنان بيمار، ضعيف و نيازمند هم وجود دارد. 6